خواجه نصير الدين الطوسي

74

اخلاق ناصرى ( فارسى )

منفاق خوانند نه سخى . و صاحب شجاعت را چون بدين صفت بود غيور نامند نه شجاع . و صاحب حكمت را مستبصر خوانند نه حكيم . اما چون فضيلت عام شود و اثر خويش به ديگران سرايت كند ، هر آينه سبب خوف و رجاى ديگران گردد پس سخا سبب رجا بود و شجاعت سبب خوف . اما در دنيا ، چه ايندو فضيلت تعلق بنفس حيوانى فانى دارد و علم هم سبب رجا بود و هم سبب خوف ، هم در دنيا و هم در آخرت ، چه اين فضيلت تعلق بنفس ملكى باقى دارد ، و چون رجاء و هيبت كه سبب سيادت و احتشام باشند حاصل آيد مدح لازم شود ، و در رسوم اين فضايل گفته‌اند كه حكمت آنست كه معرفت هرچه سمت وجود دارد حاصل شود و چون موجودات يا الهى است يا انسانى ، پس حكمت دو نوع بود : يكى دانستنى و ديگرى كردنى ، يعنى نظرى و عملى . و شجاعت آنست كه نفس غضبى نفس ناطقه را انقياد نمايد تا در امور هولناك مضطرب نشود و اقدام برحسب رأى او كند تا هم فعلى كه كند جميل شود و هم صبرى كه نمايد محمود باشد . و عفت آنست كه قوت شهوت مطيع نفس ناطقه باشد تا تصرفات او باقتضاى رأى او بود ، و اثر خيريت در او ظاهر شود و از تعبد هواى نفس و استخدام لذات فارغ . و عدالت آنست كه اينهمه قوتها با يكديگر اتفاق كنند و قوت مميزه را امتثال نمايند تا اختلاط هواها و تجاذب لذتها و قوتها صاحبش را در ورطه حيرت نيفكند و اثر انصاف و انتصاف در او ظاهر شود . و اللّه الموفق و المعين